زندگی با
تو معنی دگر خواهد داشت . صبر کردن ها ءشب نخوابی ها . کابوس های متوالی ءغروب های
پی در پی جمعه و نگاهی مایوس به در اطاق ء
سال هایی که به تنهایی گذشتند پاییزهایی که صدای خش خش برگ ها طنین انداز هم گوش
نواز و هم گوش خراش بودند نیمکتی که رویش را خاطره و برگ و غبار و نفرت گرفته بود
. حسرت های شباتنه و باز منتایی که خون و اشک را بر خود میدید و پتویی با لکه های
قهو ای . اینها گذشتند . صبر بود صبر . فلاش بکی به عقب :کسانی که خیلی وقت پیش پل
ساختن و رفتند و دلفریب زیبا اما گذرا بودند قصد ماندن نداشتند فقط برایشان تففننو
بازی بیش نبودم . اما این بازی یک طرفه بود باخت برای من همیشگی و بدون برد وای
این حرفها این مطلب جایز نیست چون تو بهترین ترنم هستی درو ن زندگیم آمدی . با تو بودن نفس کشیدن معنای دگر خواهد داشت
